|
در شرايطي تقريبا مطلوب در تنهايي هدف اززندگي كردن- فكر كردن به به فرعيات خلاف عرف در زندگي و شرعيات است.مي خواهم طعم گناه را بچشم تا طعم خوب بودن برايم تازگي دوباره يابد . طعم تكراري به بي مزگي و روزمرگي تبديل شده.
غرش دریا بعد از طوفان مرابه وجد آورد . اینست قانون طبیعت که با خشم بعضی. ما خاکیان به وجد و شوق بیاییم. درسی از زندگی که در تنهایی از انسان بودن به من آموخته شد.
از نداشته هايم ناليدم از نبودن هايت از سرماي وجودم زجه هايي زدم . از نرسيدن به هوس هايم در رنج به فنا رسيدم. و حال معناي داشتن برايم بي تعريف.چرا كه در بدترين ها بودن-بي احساسي را برايم رقم زد.
در اين روزها در پي حياي از دست داده ام در برابرچشم نامردان زجه هايي در سكوت مي زنم كه تهي شوم . خالي شوم از بودنم در قبل تا جوابگوي نيازهاي درپسين زمان ها باشم . آيا براستي ارتباطي بين انسانيت و وجدان هست؟
در پیچ و خم احساسات و عواطف پاره شده دخترانه ام راه راست راهی ناآشناست تا مادامی که در مقابل دیدگان مبهم تو من پیچکی با احساسم. در نهایت این ناراستاست که راهم را شناختم و لذت دیدن بهت تو بارزترین تابلوی راهنمای من در این پیچ هاست.
با قطره قطره آب شدنم تو سيراب شدي .وجودت مملو از من. و نفسهايت نشان از من مي داد . بي خود شدم و هويت تمام شده از تو را هم گم كردم. در اين زندگي در پي نقابي هستم كه روحم را از عرياني بپوشاند . جسمم از آن تو.
بي هوا وقتي روي زمين پا گذاشتم تازه فهميدم كه بودن چه حماقتي است كه مادر و پدرم به من آموختند. اولين گريه بزرگترين احساسي بود كه هميشه پنهان داشتنش را به من آموخت و دوست داشتن را یک ریسک زندگي برايم تعريف كرد.
می رقصم با هر بادی که از سمت تو می وزد . چهره ی دخترانه ام را تغییر می دهم با هر فکر پلیدی که از ذهن تو بر لبانت جاری می شود . چشمانم را می بندم که اعمال تو را فقط حس کنم . نبینم. می نشینی کنارم که از نفسهای بودنم لذت ببری . و من در حسرت ذره ای واقعیت .
خواستم تک نوازی کنم نشد. خواستم تک دختر باشم نشد. خواستم تک سواری کنم نشد. خواستم تک فکر کنم نشد. خواستم تک تصیمیم بگیرم نشد. خواستم تک نباشم شد.
بی هیچ دلیل بی هیچ لرزشی بی هیچ نگاه به سمت جلو در پیشم .در عقب باقی مانده است لاشه های انسانیت بر اساس نیاز تو. همچون رختی کهنه و گشاد از تن به برون می کنم. . روحم هنوز به بلوغ نرسیده که خرده ای برایش بگیرم چون بهترین دورانش را مزه مزه می کند. قصد پاک سازی جسم را دارم. آیا گناه بودن در من كم خواهد شد؟
|
About![]()
خدا دوست داشتنی است naztarin.com Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
yekpooria فال حافظ LinkDump
پندار
کاربران آنلاین:
بازديدها : |