تبليغاتX
از رویا تا واقعیت

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


از رویا تا واقعیت

رویا ها نیز حقیقتند زیرا آنچه که ما حقیقتش می خوانیم رویایی بیش نیست

در شرايطي تقريبا مطلوب در تنهايي هدف اززندگي كردن- فكر كردن به به فرعيات خلاف عرف در زندگي و شرعيات است.مي خواهم طعم گناه را بچشم تا طعم خوب بودن برايم تازگي دوباره يابد . طعم تكراري به بي مزگي و روزمرگي تبديل شده.

+نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت21:37توسط نازنین | |

غرش دریا بعد از طوفان مرابه وجد آورد . اینست قانون طبیعت که با خشم بعضی. ما خاکیان به وجد  و شوق بیاییم. درسی از زندگی که در تنهایی از انسان بودن به من آموخته شد.

+نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت19:15توسط نازنین | |

از نداشته هايم ناليدم از نبودن هايت از سرماي وجودم زجه هايي زدم . از نرسيدن به هوس هايم در رنج به فنا رسيدم. و حال معناي داشتن برايم بي تعريف.چرا كه در بدترين ها بودن-بي احساسي را برايم رقم زد.

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت22:25توسط نازنین | |

در اين روزها در پي حياي از دست داده ام در برابرچشم نامردان زجه هايي در سكوت مي زنم كه تهي شوم . خالي شوم از بودنم در قبل تا جوابگوي نيازهاي درپسين زمان ها باشم .

آيا براستي ارتباطي بين انسانيت و وجدان هست؟

+نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت17:56توسط نازنین | |

در پیچ و خم احساسات و عواطف پاره شده دخترانه ام راه راست راهی ناآشناست تا مادامی که در مقابل دیدگان مبهم تو من پیچکی با احساسم. در نهایت این ناراستاست که راهم را شناختم و لذت دیدن بهت تو بارزترین تابلوی راهنمای من در این پیچ هاست.

+نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت11:54توسط نازنین | |

با قطره قطره آب شدنم تو سيراب شدي .وجودت مملو از من. و نفسهايت نشان از من مي داد . بي خود شدم و هويت تمام شده  از تو را هم گم كردم. در اين زندگي در پي نقابي هستم كه روحم را از عرياني بپوشاند . جسمم از آن تو.

+نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت10:39توسط نازنین | |

بي هوا وقتي روي زمين پا گذاشتم تازه فهميدم كه بودن چه حماقتي است  كه مادر و پدرم به من آموختند. اولين گريه بزرگترين احساسي بود كه هميشه پنهان داشتنش را به من آموخت و دوست داشتن را یک ریسک زندگي برايم تعريف كرد.

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت9:41توسط نازنین | |

می رقصم با هر بادی که از سمت تو می وزد . چهره ی دخترانه ام را تغییر می دهم با هر فکر پلیدی که از ذهن تو بر لبانت جاری می شود . چشمانم را می بندم که اعمال تو را فقط حس کنم . نبینم. می نشینی کنارم که از نفسهای بودنم لذت ببری . و من در حسرت ذره ای واقعیت .

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت8:38توسط نازنین | |

خواستم تک نوازی کنم نشد. خواستم تک دختر باشم نشد. خواستم تک سواری کنم نشد. خواستم تک فکر کنم نشد. خواستم تک تصیمیم بگیرم نشد. خواستم تک نباشم شد.

+نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت8:44توسط نازنین | |

بی هیچ دلیل بی هیچ لرزشی بی هیچ نگاه به سمت جلو در پیشم .در عقب باقی مانده  است لاشه های انسانیت بر اساس نیاز تو. همچون رختی کهنه و گشاد از تن به برون می کنم.  . روحم هنوز به بلوغ نرسیده که خرده ای برایش بگیرم چون بهترین دورانش را مزه مزه می کند. قصد پاک سازی جسم را دارم. آیا گناه بودن در من كم خواهد شد؟

+نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت10:15توسط نازنین | |